کتاب «به سراغ زن اگر میروی، تازیانهات را فراموش نکن» تلاشی است برای بازخوانی جایگاه زن در جامعه، خانواده، قانون و فرهنگ؛ اثری که میکوشد با طرح پرسشهایی بنیادین درباره حقوق زنان، نابرابریهای جنسیتی و ریشههای فرهنگی و اجتماعی تبعیض، مخاطب را به تأملی دوباره درباره مفهوم عدالت و کرامت انسانی دعوت کند، توسط دکتر مریم یوسفی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی نوشته شده است.
به گزارش ارتباط امروز، یکی از مهمترین پیامهای این کتاب آن است که زن و مرد، فارغ از تفاوتهای زیستی و جنسیتی، از حیث کرامت انسانی، شایستگی برخورداری از احترام، فرصتهای عادلانه و حقوق بنیادین انسانی برابرند. هیچکس نباید صرفاً به دلیل زن بودن از حق انتخاب، استقلال، امنیت، پیشرفت اجتماعی یا مشارکت در تصمیمگیریهای مهم زندگی محروم شود. زن و مرد نه دشمن یکدیگرند و نه رقیب یکدیگر؛ آنان میتوانند با پذیرش تفاوتها، احترام متقابل و همکاری، مکمل یکدیگر در ساختن خانوادهای سالم و جامعهای انسانیتر باشند.
با این حال، در بسیاری از جوامع، بهویژه جوامعی که سنتهای مردسالارانه در ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و حقوقی آنها ریشه دوانده است، زنان همچنان با محدودیتها و تبعیضهایی مواجهند که فرصتهای زندگی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. ناآگاهی از حقوق قانونی، محدودیت در انتخاب و تصمیمگیری، دشواریهای مربوط به حق طلاق، نابرابری در فرصتهای شغلی و مدیریتی و محرومیت از مشارکت مؤثر در برخی عرصههای اجتماعی، تنها بخشی از مسائلی است که ضرورت گفتوگو درباره حقوق زنان را آشکار میسازد. همچنین، تداوم برخی رسوم آسیبزا، از جمله ختنه زنان و دختران، نشان میدهد که چگونه باورهای فرهنگی نادرست میتوانند سلامت جسمی و روانی زنان و حق آنان بر بدن خویش را تهدید کنند.
این کتاب در پی تقابل با مردان نیست؛ بلکه خواهان مقابله با بیعدالتی، تبعیض و نگرشهایی است که انسان را بر اساس جنسیت ارزشگذاری میکنند. مسئله اصلی، نه زن در برابر مرد، بلکه عدالت در برابر تبعیض و آگاهی در برابر ناآگاهی است. مردان نیز میتوانند در مسیر آگاهیبخشی، حمایت از حقوق زنان و اصلاح نگرشهای ناعادلانه، نقشی اساسی ایفا کنند؛ زیرا جامعهای که در آن زنان از حقوق و فرصتهای عادلانه برخوردار باشند، برای همه اعضای خود، از جمله مردان و کودکان، محیطی سالمتر و امنتر فراهم میکند.
از منظر اخلاقی و انسانی، احترام به زن و بهرسمیتشناختن حقوق او، امتیازی اعطایی از سوی مردان نیست؛ بلکه ضرورتی برخاسته از کرامت انسان است. همچنین، گفتوگو درباره آموزههای دینی و قرآنی مرتبط با شأن و حقوق زنان باید با دقت، توجه به زمینههای تفسیری و تفکیک میان تعالیم دینی، برداشتهای فقهی و رویههای فرهنگی و اجتماعی صورت گیرد تا زمینهای برای فهم منصفانهتر مسائل فراهم شود.
اهمیت این اثر در آن است که آگاهی را نخستین گام رهایی از تبعیض میداند. زنی که حقوق خود را میشناسد، بهتر میتواند درباره زندگیاش تصمیم بگیرد، از حقوق قانونی خود دفاع کند و در شکلگیری روابطی مبتنی بر احترام و مسئولیت متقابل سهم داشته باشد. در کنار آن، مردی که برابری و عدالت را میپذیرد، نهتنها چیزی از جایگاه انسانی خود از دست نمیدهد، بلکه در ساختن خانواده و جامعهای برخوردار از آرامش، اعتماد و همبستگی مشارکت میکند.
در نهایت، پیام این کتاب روشن است: زن و مرد برای سلطه بر یکدیگر آفریده نشدهاند؛ آنان میتوانند در کنار یکدیگر، با برخورداری از حقوق عادلانه و احترام متقابل، زندگی انسانیتری بسازند. تحقق چنین آرمانی نیازمند آگاهی، اصلاح نگرشها، بازنگری در رویههای تبعیضآمیز و تلاش جمعی برای استقرار عدالت است. جامعهای پیشرفتهتر خواهد بود که در آن، جنسیت مانعی برای شکوفایی استعدادها نباشد و هیچ انسانی به دلیل زن بودن، از حق انتخاب، امنیت، احترام و فرصتهای برابر محروم نماند.
انتهای پیام/
فرهنگی – هنری Tags:
فرهنگ پذیری پایگاه خبری اجتماعی – فرهنگی
