سیاستگذاری واحد در زمینه تبلیغات بازرگانی باید دارای ساختار علمی و عملی باشد. به همین دلیل است که ناترازی موجود در تبلیغات رسانه ای و شیوه های مختلف آن، مخاطبان را سردرگم می کند.
بدیهیست براي بهبود كمي و كيفي تبليغات رسانه اي در که مديريت تبليغاتي نيازمنديم كه تنها سياستهاي تبليغاتي را تدوين كرده و خود عامل تبليغاتي نباشد. این امر حاصل سیاستگذاری مدونی است که سیاستگذاران فرهنگی به آن توجه می کنند،(۱)
ولی توجه به قابليتهاي كاركردي تبليغات باید بیشتر از نگاه سیاسی به آن باشد.
برنامه ریزیهای دانشگاهی نیز موید این ادعاست. وجود يك رشته مستقل براي تبليغات در مراكز آموزشي كشور كه می تواند استراتژيها و مديريت تبليغاتي را به فعالان اين عرصه بياموزد و این موضوع به ساختار تبليغات رسانهاي در داخل بسيار كمك خواهد كرد.
قابلیت رسانه معیار، در انتشار تبلیغات بازرگانی شناساندن فكر انديشه و يا يك كالا به افكار عمومي و معيار اصلي توانايي رسانه در تبليغات تاثيرگذاري آن بر افكار عمومي است؛ اگر رسانه با شناساندن يك فكر يا كالا، بتواند افكار عمومي را به سمتي سوق دهد كه گرايش آنها به آن فكر يا كالا يا استراتژي بيشتر شود، يعني رسانه توانسته است وظيفه تبليغاتي خود را به درستي انجام دهد.
این استراتژی ایست که می تواند به خوبی افکار عمومی را متاثر از خط مشی دروازه بانان تبلیغاتی کند. اینجاست که مقوله توجه به نیازهای افکار عمومی با یک بازنگری به نوعی پس از دوره ای رکود و وقفه دوباره مورد توجه قرار می گیرد:
- انگیزه درونی و عاطفی ای است که مخاطب از آن آگاه است و بازتاب می دهد.
- مشاهده الگوی رفتار مخاطب و تببین استراتژیهای مخاطب محور.
- تقلیل ندادن واقعیت در مقوله هایی که تنها منفعت طلبی آگهی دهندگان به محبوبیت و ایده آل بودن کالا یا خدمت تبلیغ شده.
هر چند كه گاهي در مورد قدرت تاثيرگذاري رسانه بر افكار عمومي، اغراق ميشود اما نميتوان منكر تاثيرگذاري آن نيز شد. بسياري از افراد جامعه، تمام تفكر، نيازها و رفتارشان تحت تاثير رسانههاست، مثلا در زمينه مسائل سياسي، بيشتر به مطبوعات و در زمينه مسائل اقتصادي اغلب به تلويزيون مراجعه ميكنند. بنابر اين اگر رسانهها بتوانند از كاركرد ويژه خود يعني تاثيرگذاري به افكار عمومي به نحو مناسبي استفاده كنند، تاثير مثبتي بر جامعه خواهند داشت.
گاهی در سیاستگذاری تبلیغاتی در زمينه مسائل خارجي غفلت ميكنيم، حتي اگر بتوانيم بر افكار عمومي داخلي تاثير مثبتي داشته باشيم، اما در عرصه بينالمللي، به دليل توجه بيشتر شبكههاي برون مرزي به برنامههاي سرگرم كننده به جاي تشريح ساختار جامعه، از لحاظ سياسي، فرهنگي و اجتماعي نميتوانيم نيازهاي ذهني مخاطب را تامين كنيم و تاثيرگذار باشيم.
بنابراین ناهماهنگيهاي موجود تبليغات رسانهاي در رسانه ها به عنوان نمونه در حوزه مطبوعات، به دليل خط مشي سياست و انديشههاي حرفهاي طبيعي است. اما كم كاري رسانهها در زمينه تفسير و تحليل و توجه بيشتر به جنبه خبري و اطلاعرساني را ميتوان از دلايل اصلي ناهماهنگي رسانههاي داخلي در عرصه تبليغات رسانهاي دانست.ت.
اینجاست که تبلیغ کنندگان به سوی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان می روند و از کاراکترهای هنری، فرهنگی، ورزشی و اجتماعی کشورمان در تبلیغات استفاده می کنند. اگرچه این امر به دلیل محدودیتهایی است که در زمینه انتشار نوع تبلیغات مزبور در رسانه های داخلی است؛ ولی آیا سیاستهایی نیز وجود دارد که منع کننده حضور این کاراکترها در نوع خاص تبلیغات و در رسانه های ماهواره ایست. اگرچه اعتماد مخاطب به رسانه های داخلی را نیز نادیده گرفت.
۱- isna
انتهاي پيام/
فرهنگ پذیری پایگاه خبری اجتماعی – فرهنگی
